جمعه 10 مرداد 1393 - الجمعة 4 شوال 1435 - Fri 01 Aug 2014
 
جستجو
مورد جستجو:
کرامات امام حسین(ع)
 
به هر کس به اندازه معرفتش بايد احسان کرد
معدن کرامات
هر کِه دارد هوس کرببلا ، بسم الله
سبويي از اقيانوس
جايزه به معلم
کرامات شگرف
حسين را ديدم، شيعه شدم
مسلمان شدن دزد
شفاي مريض توسط امام حسين(ع)
آزاد كرده ی حسين (ع )
کتابخانه
  اهل بیت(ع)(عرشیان فرش نشین)
با کاروان نور
عاشورا در آیینه ادبیات
 
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی
دلی دارم از فضل الله قاسمی
  عاشورا در آیینه ادبیات
1392/7/18 12:18:20 ارسال به دوستان    چاپ کد مطلب : 62935

حضرت رقیه (س) از محمدمهدی عبدالهی

شهر شام و شروع ماتم بعد

همه در دست نیزه و نیرنگ

چه شده شهر غرق در شادی

آن طرف آتش و هزاران سنگ

............

ای امان از دل رباب حزین

دل زینب هماره بی تاب است

بین سرها ، سری بود کوچک

بر سر نی، علی که در خواب است

..............

کاروانی اسیر آمده است

هلهله، شادی و جسارت ها

بهر این قافله شده تکرار

قتل و غارت پی اسارت ها

.................

گویمت من هماره تکراریست

داستان سه ساله، زخم نمک

میخ در پشت فاطمه لرزاند

مادر و شهر شام و باغ فدک

....................

دختری که عزیز سقا بود

این رقیه همش زمین خورده

تا که نام عمو به لب آورد

تازیانه ز دست کین خورده

.....................

آه دور است چشم آب آور

آتشی دور خیمه ها افتاد

بعد عباس، سیلی و غارت

غصه بر قلب و جان ما افتاد

...................

دیدی از روی نی، پدر جانم

این همه احترام نامردان

پُر تاول شده، همه بدنم

بوده ام زیر تیغ بی خردان

نظرات کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
comment *

کوچک و یا بزرگ بودن حروف اهمیتی ندارد
 مطالب مرتبط 
 بیشترین بازدید از مجموعه " عاشورا در آیینه ادبیات "  
Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR